Friday, July 02, 2004

شرايط خاص
پس از وقايع سي خرداد هنگامي که جو کشتار و وحشت توسط رژيم
جانيان اسلامي در سراسر شهر بوجود امد و هر روز خبر کشف يک
خانه تيمي مجاهدين و مقاومت انها و کشت و کشتار به گوش ميرسيد
يک روز جمعه ساعت ۵ صبح با صداي زنگ از خواب بيدار شدم
جواني بود که ان زمان دانشجوي دانشکده پزشکي دانشگاه تهران بود
و پسر عموي يکي از دوستانم بود و يکي دوبار به اپارتمان من امده بود
سمپات سازمان چريک هاي فدائي خلق بود .
در را باز کردم بروي مبلي نشست و با چهره اي بسيار خسته و چشمان
پف کرده و صورتي که بخوبي نشان ميداد ۲۴ ساعت است نخوابيده .
قهوه اي درست کردم و برايش اوردم به من گفت که خيلي متاسف است
که مزاحم شده ولي مساله مرگ و زندگي است .
گفت که يکي از دختران دانشکده پزشکي که مجاهد بوده در درگيري خانه
تيمي تيري به پهلويش اصابت کرده ولي موفق به فرار شده و با بستن
چادر نمازي به دور کمر براي جلوگيري از خون ريزي به دليل قطع ارتباطش
با سازمان به در خانه من امده و کمک طلبيده و اکنون ۲۴ ساعت است
که در خانه من است و خون ريزي دارد و تب شديدي دارد و من اين ۲۴
ساعت را نخوابيده ام اولا احتياج به يک دکتر جراح دارم براي بيرون اوردن
گلوله دوما براي سرم و باقي داروها بايد کسي سر نسخه داشته باشد
که بتوان از داروخانه گرفت
مدتي فکر کردم و تنها دکتر مورد اعتماد من يکي از اقوامم بود که دکتري
خوش گذران و قمار باز و در تحليل نهائي شاه پرست به او گفتم من تنها
ميتوانم به اين فرد براي کمک رجوع کنم .
با يکديگر به در خانه اين دکتر رفتيم در را که گشود از بوي الکلي که شب
قبل خورده بود خفه شديم بهر حال به درون رفتيم و من ماجرا را برايش
گفتم در جوابم چيزي گفت که تا امروز شوکه هستم گفت:
اه اين که نميشه من خود را از طريق سازمان در اختيار قرار داده ام ديگه
قرار نيست که موارد پراکنده اينجوري هم بهم رجوع بشه !!!!!
باور کنيد نزديک بود دو شاخ روي سر من سبز بشه .
بهر حال سه نفري به خانه ان پسر جوان رفتيم و ان دختر معصوم را جراحي
کرد و ان پسر به داروخانه رفت و سرم و انتي بيوتيک گرفت و اورد .

اگرچه متاسفانه ان دختر بعد تر دستگير و توسط جانيان اسلامي اعدام شد
ولي قصدم از نوشتن اين مطلب اين است که بگويم .
در شرايط خاص مبارزه
دختر مجاهد تير ميخورد
به درخانه يک کمونيست براي کمک ميرود
ان کمونيست به در خانه يک ازادي خواه براي کمک ميرود
و ان دو به درخانه يک سلطنت طلب براي کمک ميروند
و همه اين چهار نفر با چهار ايده متفاوت حول محور يک هدف متحد ميشوند
پس احتمالا همگي ما ايراني ها در تحليل نهائي در شرايط خاص مبارزه قرار
است با يکديگر متحد شويم به نظر شما اينطور نيست . نانا

No comments: