Saturday, July 31, 2004


به ربل عزيزم

Preserve

ده ماه پيش که به ايران رفته بودم روزي يکي از دوستانم که خانمي است
دکتر زنان مرا براي شب به خانه اش دعوت کرد و چون خانه اش در يکي از
اين اسمان خراش هائي بود که در جاده دماوند ساخته شده بود و من ماشين
نداشتم به من پيشنهاد کرد که به مطب او رفته واز انجا با هم به خانه او رفته
و شب را انجا باشم و فردا با هم به تهران برگرديم .
بهر حال ساعت حدود سه و نيم بعد از ظهر به مطبش رسيدم و چون مريض
داشت مرا به دفتر خود راهنمائي کرد و چند مجله در اختيارم نهاد .
پس از معاينه خانمي حدود چهل و پنج شش ساله با ان خانم به دفتري که
من بودم امدند و گويا اين خانم که دوشيزه هم بود نوعي بيماري قارچي
داشت که خانم دکتر پمادي که با اپليکاتور استفاده ميکردند براي او نوشت
و همانطور که توضيح ميداد که چگونه استفاده کند اين مريض پير دختر
اندکي قرمز شد و با خجالت پرسيد خانم دکتر ايا اين کار به پرده بکارت من
صدمه نخواهد زد دوستم با چشمان از حدقه در امده به من که در مقطع
انفجار خنده بودم نگاهي کرد و من هم بلافاصله گفتم :
خوب صدمه هم زد زد ديگه اخه واسه چه کسي و کي نگاهش داشته اي!!!!!! نانا

No comments: