Monday, November 07, 2005

شبهاي عربي - فيلم سوم از تريلوژي پازوليني


با شبهاي عربي پازوليني به جستجوي تصوير ساده و دلپذير سکسواليته
در جهان سوم رفت .
فيلم برداري آن در چهار محل يعني
ناپل
يمن
ايران
اتيوپي
انجام گرفت .
پازوليني اميدوار بود که رابطه سکسوال و لذت بخش ساده شرق
را که از دستان خبيث فرهنگ تخمي غرب محفوظ باقي مانده بود
را کشف نمايد.
و بار ديگر با افسونش براي روايت اين بار يک راوي گزيد که از بين سه
راوي تريلوژي از همه واقعي تر به نظر ميرسد .

در نسخه اصلي هزار ويک شب ٬ ماجرا داستان زني است که محکوم
به اعدام شده و هر شب براي ممانعت از مرگ داستاني زيبا براي
معدوم کننده اش ميگويد .
پازوليني اين ماجرا را تغيير داده و کل قصه هاي انتخابي خود را از يک
داستان اصلي به نام (قصه نورالدين و زمرد) ادامه ميدهد و داستان در
داستان در داستان.........
و با اين کار به اين فيلم گونه اي فرم که به آن تکنيک جعبه چيني ميگويند
داده و تصاوير بسيار زيبا و نا آشنا براي غرب از زيبائي طبيعت داده
ماجراي فيلم اين است :
زمرد دختر برده بسيار هوشياري است که با پسري ساده لوح و خام دلداده
هم شده اند و از هم جدا مي افتند و قسمت ديدار مجدد اين دو روايت
پيروزي سکسواليته زنان و هوش آنان بر
سکسواليته مردان که غالب و فاتح است و بسيار فرض کننده !!!!!!
زمرد تغيير چهره و لباس داده به شکل يک مرد اولين کسي است که وارد
شهري که شاهش مرده و مردم بنا بر سنتي منتظرند که اولين مسافر مرد
به شهر وارد شود که بر سرش تاج شاهي گذارند وارد شهر ميشود !!!!!!
مقامات او را گرفته او را شاه مينامند و بر سرش تاج شاهي ميگذارند و
به عنوان هديه !!!! شب اول شاهي او پسر جواني از دربار را نزد او ميفرستند
که تصادفا همان نورالدين است که ترجيح ميدهد اعدامش کنند تا به عنوان
وسيله لهو و لهب يک مرد ديگر قرار گيرد .
پايان فيلم خوش است و اين دو دلداده به هم ميرسند .
ترجيح پاياني چنين يعني يک رابطه معمولي زن و مردي !!!! از طرف کارگرداني
که يک هموسکسوال ناب و کامل بود و تمامي زندگيش را با شعر و مقاله و
فيلم براي زير سئوال بردن ارزش هاي اخلاقي طبقه متوسط صرف کرده بود
با اعجاب روبرو شد .
پيام اين فيلم به نظر ميرسد اين باشد که پازوليني براي بشر داشتن يک
رابطه خوب لذت بخش طبيعي سکسوال با چاشني هنر را در زندگي امروز بشر
نقاط مثبتي مي بيند .



اختتاميه

پازوليني ما راازطريق سه داستان تاريخي فرهنگ قرون وسطي به
زمان حال و ارزش هايش که حقه بازي و اغراق جنسي و دروغ بزرگي به نام
رهائي جنسي !!! است ميکشاند
ولي روح حساس و غمگين او با مودهائي بسيار سياه و متفاوت و حس از
خود بيگانگي روز افزون او با محيط اطرافش سبب شد که سپس تر کل تريلوژي
خود را زير سئوال ببرد !!!
در يک مقاله به نام ( بي افتخار کردن تريلوژي زندگي ) نوشت :

-در دوره آزادي سکسوال همه نوع سکسواليته کاملا در سيستم فرهنگي
موجود حل شده و من به دليل تنفرم از سرمايه داري مصرفي با تاسف متوجه
شدم که حتي تريلوژي من هم گونه اي (CO-OPT)با سيستمي که ازآن متنفرم است .

به نظر ميرسد پازوليني آن طبقه رحمتکشي را که همواره در جستجويش بوده
و در شعرها و فيلم هايش جاوداني کرده در جهان سوم به شکل خورده بورژواهائي
بي فرهنگ لمپن پرولتاريا ديده که تنها فانکشن آنان مصرف است !!!!!
اين اعتراف رک و بي پرده به ورشکستگي سياسي او باعث اعتراف بعدي شد :

- من اينک خود را به تنزل رتبه به خود دادن عادت داده ام و غير قابل قبول ها را اينک
قبول ميکنم با چهره دوست داشتني ديروز که اينجا در برابر من شروع به زرد شدن
کرده و اکنون در برابر من همه چيز مادي گشته و متاسفانه آلتر ناتيوي وجود ندارد.
و من خود را به قبول مسئوليت خود در برابر يک ناب و خالص بزرگ شايد گول
ميزنم . نانا


پي نوشت - دوستان ماجراي خنده داري را راجع به زمان فيلم برداري
شبهاي عربي در اصفهان برايتان مينويسم .

هنگامي که پازوليني ايران بود براي موزيک متن اين بخش يکي از آهنگ هاي
گلپايگاني را با اجازه او خواست روي اين فيلم بگذارد .
گلپايگاني بدبخت با خوشحالي و غرور !!!!! پذيرفت !!!!!

هنگامي که فيلم روي اکران ميايد تازه گلپايگاني متوجه ميشود که اين آهنگ
و صداي او را به عنوان نمونه يک چسناله کهنه قرون وسطي کپک زده به اسم
موسيقي !!!!!! گذاشته !!!!!!!!!!!!!!!!
در آن هيچ افتخاري موجود نميباشد !!!!!!!!!!!!!!! نانا

No comments: