دوست گرامي رک گو براي من ايميلي فرستاده و سئوالي پرسيده :
((از برخی نوشتههای شما چنين برداشت میکنم که شما بایستی انسانی
با مطالعه و متفکر باشيد. اما اين غيظ و عصبانيت شما از کجاست؟
با احترام، رکگو ))
دوست گرام قبل از همه خدمتت عرض کنم که احتمالا شما انسان با مطالعه
و متفکر نديده ايد که مرا يکي پنداشته ايد !!!!!!!!!!!
من بدون هيچ تواضعي بايد خدمتتان عرض کنم که ابدا سواد و تفکري ندارم
من در طول زندگي مقاديري کنجکاوي به پديده هاي اطرافم داشته ام و گاهي
از خود سئوالي پرسيده و براي يافتن جواب به مغز ناقص خود رجوع و براي خود
به گونه اي پاسخي منطقي يافته ام .
من به زبان مردم کوچه و بازار ايران علاقمندم و آنرا بسيار ز يبا ميدانم و در
جواني همواره با دوستان زبده اي مسابقه ضرب المثل مانند مشاعره !!!!
داشتيم .
بگذريم از غيظ و عصبانيت من پرسيده اي؟
دوست محترم مگر تو غيظ و عصبانيت نداري ؟ قطعا داري و در درون خود ميريزي
و يا به شکل تيک عصبي پلکت ميپرد و يا موهاي وسط کله خود را ميکني !!!!
بدون اينکه متوجه باشي يا شانه هايت را جلو عقب ميکني به دليل تيک !!!!!!
فشار عصبي را بايد خارج ريخت وگرنه يک تيک عصبي دولوپ ميکني اين مساله
امروز و ما نيست اين بيماري بسيار کهنه ايست .
بنابر اين به شما هم پيشنهاد ميکنم همچون باقي مردم ايران که خشم و نفرت
خود را بر سر اين رژيم جانيان فرياد بزنيد و نگذاريد غده دق در گلويتان گردد .
ولي دوست عزيز شما کاملا حق داريد من علاوه بر اين که مانند همه شما
بد جوري از اين شرايط و اين رژيم غيظ دارم يه گونه ديگري هم از عصبانيت
دارم که هيچ کاريش نميتوانم بکنم ؟
و هيچ گونه قادر به مهار و کنترلش نيستم ؟
و ان فوران خشم است به محض تشخيص ابلهان و
رجالگان !!!!!!!!!!!!!!!!!!! شاد و سر سبز و رک گو باشي . نانا
No comments:
Post a Comment