Tuesday, November 15, 2005

مولانا

به ساقي در نگر در مست منگر
به يوسف در نگر در دست منگر

ايا ماهي جان در شست قالب
به بين صياد را در شست منگر

به دان اصلي نگر کاغاز بودي
به فرعي کان کنون پيوست منگر

بدان گلزار بي پايان نظر کن
بدين خاري که پايت خست منگر

همائي بين که سايه بر تو افکند
بدين زاغي کز کف تو جست منگر

چو سرو و سنبله بالا روش کن
بنفشه وار بر پست منگر

تو صافان بين که بر بالا دويدند
بدردي کان ببن بنشست منگر

به از تو ناطقي اندر کمين هست
در آن کين لحظه خاموش است منگر

No comments: