Tuesday, November 15, 2005

ال - اس - دي

دوستان مدتهاست که ميخواهم اين مطلب را بنويسم و هي به
خودم ميگم مهمه و زودتر بنويسش ولي باز يادم ميره !!!!!!!

به هر حال ميخواهم براي جوانان ايراني چه در ايران و چه در خارج
مقداري راجع به توهم زائي به نام ال - اس - دي بنويسم و در
پايان ماجرائي واقعي را اضافه کنم به عنوان اطلاعاتي که لازم است
بدانند .

پروفسوري از دانشگاه برکلي که از نسل هيپي ها بوده و چندين بار
بعد از سي سالگي او و زنش هر دو ال - اس - دي را امتحان کرده بودند
هنگامي که تصميم به بچه دار شدن گرفت نوزاد مانگول کامل به دنيا
آمد .
اين حادثه آنچنان تاثير بدي روي اين مرد گذاشت که دانشگاه را ترک
کرده و چند سالي تمامي تلاش و انرژي خود را روي تحقيق در مورد
اين ماده کرد ويکي از قطعي ترين موارد اين بود که اگر بعد از سي
سالگي اين ماده را امتحان کني از طيف بچه مانگول ساختن تا در آن
سفر سور رئال براي ابد ماندن سايد افکت دارد !!!!!!!

خوب من به عنوان نانا به شما جوانان ميگويم اين نوع مخدر را مطلقا
امتحان هم نکنيد ....نه به دليل اخلاقي !!!!!!!!! که هيچ مشگلي
با مصرف گرس حتي ترياک ندارم .....اصلا و ابدا
بلکه به دليل شوخي ئي که با مهمترين عضو بدنتان ميکنيد !!!!!!!!!
اين عضو چگونه بودن و زندگي شما را رقم ميزند
مطلقا با آن شوخي نکنيد.
حال بروم سر باقي داستان براي شما :

در اواخر جنگ ويتنام در لابراتوارهاي مخفي پنتاگون ماده توهم زائي
را ساختند براي ريختن با بمب بر سر مردم دهات ويت کنگ هائي که
ميجنگيدند و آنان را منفعل کرده و با چتر فرود آيند و دهکده و محل
مقاومت را اشغال کنند !!!!!!!!!
هنگامي که مشغول اين کار بودند يک آگهي در سرباز خانه هاي امريکا
به ديوار زدند که اگر کسي حاضر به تجربه داروئي جديد رويش باشد !!!!
و يک هفته در اختيار ما قرار گيرد در عوض ما سه هفته مرخصي با بليط
رفت و برگشت به هاوائي و خرج اقامت در هتل نميدونم چند ستاره را
ميدهيم !!!!!
خوب تصورش را بکنيد که بعد از اين آگهي هزاران سرباز جوان که وسط
جبهه جنگ و يا سرباز براي رفتن آني
با خوشحالي براي شرکت آمدند و از بين اين
جوانان سه نفر از گردن کلفت ترين و سالم ترين انتخاب و باقي مرخص
شدند .
اين سه نفر براي مدت يک هفته به دوزي از ال ـ اس - دي بسته شدند
بدون اين که بيچاره ها بدانند و هرگز هم نفهميدند و بعد از يک هفته
ارتش هم به قولش وفا کرد و آنان را به هاوائي فرستاد .
در پنتاگون بنا به دلائلي که کسي نميداند چيست ؟ اين پروژه را متوقف
ميکنند و همه چيز را در فايل تاپ سيکرت ميگذارند و بايگاني ميکنند .

ده سال پس از پايان جنگ ويتنام خبرنگاري که هيچ کس نميداند چگونه
به اين اسناد دسترسي پيدا کرده بوده تصميم ميگيرد به دنبال آن سه
سرباز رفته و بيابدشان !!!!!!!
در تلاشي که کرده بوده متوجه شده بوده که اين سه نفر سه راه مختلف
در زندگي پيش گرفته اند و هرگز هم با هم برخورد نداشته اند يکي زن
گرفته و گاراژي مکانيکي در مثلا پيتزبورگ باز کرده بوده و بچه دار شده

ديگري اساسا گي بوده و به سانفرانسيکو رفته و بار من شده
و سومي هم مرديست تنها که کارمند اداره اي شده

ولي تنها چيزي که اين سه را به هم و به آن جنايت ارتش !!! وصل کرده
اين است که هر سه اين افراد پنج سال پس از آن ماجرا خودکشي منجر
به مرگ کرده بوده اند و ناگهاني و غير مترقبه براي نزديکانشان !!!!!!!!!نانا

No comments: