سخني با هموطنان مذهبي وبلاگ نويس
هموطنان ....بي پرده بگويم من از آن مرد سبزي فروش سر چهارسو
که از هشت صبح تا الهي اذان ظهر دروغ ميگويد و گران مي فروشد
و سر ظهر حتي شده با آب جوي کثيف !!!! به اسم آب روان !!! وضو
گرفته و برود در گوشه اي از دکانش کون خود را به سمتي و کله خود
را به سمت ديگري قنبل کند و نامش را عبادت خدا بگذارد هيچ توقعي
ندارم که ندارم !!!!!!!!!!!!!
من از شما دانشگاه رفته ها و بخصوص ها که حداقل پديده نويني چون
وبلاگ نويسي و وسعت ارتباطات را ميبينيد توقع دارم .
دوستان چرا شما خرد را که به وسيله مطالعه و تعليم به مغز خود راه
داده ايد نيمه راه متوقف کرده و به او ميگوييد :
- نه ديگه بسه ..جلوتر نيا باقي مغزم مال آسمان ها است !!!!!!!
بابا جان من نترسيد ولش کنيد پيشروي کند هنگامي که خرد در ذهن
شمايان شروع به پيشروي کند ديگر هرگز از قنبل کردن خود و قنبل
کردن ديگران در وبلاگ هايتان نمي نويسيد ميدانيد چرا ؟
زيرا اساسا نيازي نداريد که خود را مومن نشان دهيد
زيرا شما از درون يک مومن هستيد
زيرا در ميابيد ميشود بدون قنبل کردن چه انسان معتقد به خدائي بود ؟
زيرا در ميابيد ميتوانيد مومن باشي ولي در خلوت خود .
و از همه زيرا هاي بالا نتيجه ميگيري که دين و قنبل کردن بايد بايد بايد
از زندگي اجتماعي مردم ايران رخت بر بنده !!!!!!!!!
و اگه به اينجا رسيديد
و تازه ميشويد يکي از ما -مخالفاني که خون همگي مان ميجوشد و سخت
منتظريم !!!!!!! شما هم به ما بپيونديد .........نانا
No comments:
Post a Comment