مردار شدن
یه اهنگ زیبای فرانسوی بود که اسمش یادم نیست ولی شعر هاش
خیلی با معنی بود .
یه مردی میگفت یادش بخیر جوان بودیم و دانشجو همه اش در حال
اعتصاب و اعتراض و اعلامیه پخش کردن و خورده بورژواها را مسخره کردن
هر روز صبح میرفتیم دم
شهرداری و به این وکیل مکیلا که میامدن برن سر کار شلوارمون رو
میکشیدیم پائین و کونمون رو نشون میدادیم .
بعد بزرگ شدیم و رفتیم سر کار و زن گرفتیم و اولش سگ اوردیم و
بعد بچه دار شدیم و بعد یه خونه حومه پاریس خریدیم که شومینه داشت
و حالا شبها کنار شومینه میشنیم و به سر سگمون دست میکشیم
و صبح پا میشیم و کت و شلوار میپوشیم و میریم سر کار و هر روز
صبح دم شهرداری یه مشت جوون شلواراشون کشیدن پائین و دارن
کونشونو به ما نشون میدن !!!!!نانا
No comments:
Post a Comment