Wednesday, June 09, 2004


به شادی شاعرانه

A token of my appreciation

دوست عزیز اگر بخواهم سن خود را که پنجاه است دو نیمه کنم
دقیقا نیمی از ان را در ایران و نیمه دیگر را در اروپا و امریکا گذرانده ام
در نیمه ای که خارج از ایران زندگی کردم هرگز نشنیده ام که کسی
درخت کاج کریسمس را بدزدد
چون اگر کسی انچنان به مسیح اعتقاد دارد که تولدش را جشن میگیرد
قاعدتا باید دزدی نکند بنابر این درختهای کاج کریسمس همواره بصورت
کوهی بیرون از سوپر مارکتها انباشه میشود و روزها اگر فردی متصدی
باشد تنها برای دادن قیمت به مشتری است و شبها بی نگهبان در بیرون
نگه داشته میشود .
ولی در سفر اخیرم در ایران چیزی دیدم که حیرت زده ام کرد .
تا انجا که من یادم میامد در بعضی از محلات بشکه هائی حلبی که لیوانی
هم با زنجیر به ان وصل بود بعنوان اب خنک در اختیار رهگذران قرار میگرفت
که رویش نوشته بود یا حسین
اینبار دیدم که چهار گوشه ای با میله های اهنی شبیه ضریح درست کرده اند
و بشکه حلبی را با تمامی مخلفات در درون ان زندانی کرده اند .
ایا تو فکر میکنی دزدی حاضر است بشکه اب امام حسین را بدزدد و اگر جواب
اریست این چگونه دین داری و کشور اسلامی است که ما داریم !!! نانا

3 comments:

مصطفا دلارام said...

نانا جان ، اعتقاد من به جامعه اسلامي و ديني در حد همان نوشتاري است که در ايام محرم نوشتم و تو هم حرفهاي خودت را پايش نوشتي .. اما اگر تصور حمايت ديده اي از سوي من ، تنها به دليل احترامي است که من به انسان مي گذارم .. آن کساني که آب امام حسين را مي دزدند برايشان خيلي راحت است اينکارها .. چرا که وقتي مي بينند به اسم حسين دزدي هاي بزرگ مي شود ، حکومت تشکيل مي شود و حتي جنگ هدايت مي شود،دزديدن آب و ليوان اش که ديگر ثواب هم دارد .. آري همه ارزش هاي جامعه ما به شدت افول کرده است ، من وتو سرچيزهاي کوچک از هم فاصله گرفته ايم ، مدرن ها انرژي هايشان صرف هيچ و پوچ مي شود .. طرف دشمني آگاه است ..داد معتقداني که در دايره خودشان هم جاي مي گيرند سالهاست که درآمده ، نبايد دايره حضور آنها را کوچک کنيم؟ ..

روابط عمومی نانا said...

دوست عزیز عرفان
اینجا من باید نکته بسیار مهمی را به شما بگویم
برای من این که شخصی مذهبی حتی با استناد به اینکه
کل حاکمیت دزد هستند اقدام به دزدیدن بشگه اب امام حسین
کند نشان دهنده مشگل بزرگتری میباشد
ایا فکر نمیکنید همین دایره بسته باعث تمامی بدبختی های
ماست
که در تحلیل نهائی مسبب سوار شدن مشتی جانی و دزد بر
قدرت میباشد
ایا به نظر شما عدم قبول مسئولیت فردی هر ایرانی در برابر
جامعه نیست که اجازه به قدرت رسیدن مشتی فرصت طلب رامیدهد
به عبارت دیگر من تصور میکنم تا زمانی که مردم ما در نیابند
که ازادی چیزی جز مسئولیت نیست هیچ چیز تغییری نخواهد
کرد
مگر اینان که امروزه در قدرت هستند از کره دیگری امده اند
انان هم بخشی ( گیرم بخش عقب مانده تر ) اجتماع ما بوده اند
و این یکه تازی که کنون میبینم اجازه ایست که فرد فرد ما به انان
داده ایم زیرا که خود هر یک نمونه کوچکی از هم انانی که در قدرت
هستند هستیم . نانا

مصطفا دلارام said...

فکر مي کنم در اين زمينه کاملن با هم همعقيده ايم .. مشکل مي داني کجاست ؟ .. مشکل اينست که ما را از هم بي اطلاع نگاه داشته بودند .. ما همديگر را نمي ديديم و به قدرت خود باور نداشتيم .. چون کوه ها تنها بوديم و تن ها .. حالا به مدد اين اينترنت فصل جديدي باز خواهد شد .. به شرط آنکه گفتني ها را بگويئم .. بيشتر و بيشتر .. شاد باشيد