Monday, June 21, 2004

تکرار تاریخ
پاگنده عزیزم

یکی دو ماه پس از ۲۲ بهمن برای دیدن دوستی به شرکت مخابرات در
بیسیم سید خندان رفتم .
این دوست من از اعضای شورای مرکزی مخابرات بود که در طول وقایع
انقلاب به وجود امده بود و این شورا ۱۴ عضو اصلی داشت و درست
خاطرم نیست چه بود ولی نوشته ای بود که برای بچه های شورا باید
توسط شخصی سیاسی و باسواد ادیت میشد و من قرار بود ان نوشته
را به دست شورای مخابرات برسانم .
از طرفی نظر به اهمیت شرکت مخابرات و روابط تلفنی مردم و نقش
حساسش در انقلاب که ماههای اخر هرکه به ۱۱۸ زنگ میزد متصدی
اعلام میکرد که ما در اعتصاب هستیم و این خود بهترین راه پخش خبر
اعتصاب در سراسر کشور بود بلافاصله پس از ۲۲ بهمن انجمن اسلامی
هم در مخابرات تشکیل شد که عده ای حزب الهی ریشوی عمیقا
معتقد به خمینی انرا اداره میکردند و با ایجاد وحشت از اینکه اله خواهیم
کرد و بله خواهیم کرد در برابر شورای مرکزی ایستادند .
بهر حال دوست عزیزم ساعت حدود یازده صبح بود که به انجا رسیدم و
هنگامی که وارد لابی ساختمان شدم یکی از خنده دار ترین صحنه های
عمرم را دیدم .
عده ای حدود چهار صد نفر در لابی بودند که دویست نفر سمت چپ لابی
و دویست نفر سمت راست ایستاده بودند همه مشتها گره کرده بالای
سر همه دهانها کف کرده و همه بر سر یکدیگر فریاد میزدند :
برو گمشو ساواکی . برو گمشو ساواکی
و برای من حتی قابل تشخیص نبود که کدام از انجمن اسلامی است و
کدام از شورای مرکزی !!!!!! . این درست زمانی بود که همه ساواکی های
باقی مانده در سوراخ های موش بودند یا دربدر به دنبال سوراخ موشی
میگشتند که به قیمت گزاف خریداری کنند .
البته بعدها حدود شش نفر از اعضای ان شورای مرکزی در زندان اعدام
شدند و عده بسیاری از ان افراد انجمن اسلامی در جبهه های جنگ
کشته و ساواکی های جان به در برده در امریکا و اروپا مامور اسانسور
یا دربان ساختمانهای بلند . نانا

No comments: