Thursday, August 18, 2005

برداشت هاي متفاوت

جونم براتون بگه که سالها پيش يک کارگردان معروف ژاپني
به نام اکيرا کورساوا فيلمي ساخت که تصور ميکنم نامش
راشامون بود مطمئن نيستم به هر حال از روي اين فيلم
هاليود هم فيلمي ساخت که در آن پل نيومن و لارنس هاروي
باري ميکردند و نامش يادم نيست .
چيزي که در اين فيلم جالب بود اين بود که يک واقعه ساده از
زبان سه شاهد بيان ميشود که هريک با ديگري متفاوت
است .

خاطرم است مدتها پيش در يک ميهماني که عده اي ايراني
حضور داشتند و به نوعي مجلس مردانه زنانه شده بود يکي
از خانمها تعريف ميکرد که هنگامي که کودکشان به دنيا آمده
بوده قبل از وضع حمل دکتر امريکائي به شوهر پيشنهاد ميکنه
که اگر مايل است ميتواند به اطاق عمل بيايد و شوهر اين خانم
هم لباس اطاق عمل و ماسک پوشيده و به اطاق رفته و اين
خانم با چه آب و تابي اين ماجرا را تعريف کرد و همه زنان هم
به به و چه چه که چه کار زيبائي کرده اين پدر که به اطاق عمل
رفته و شاهد تولد کودکش بوده و قس عليهذا ......
چندي بعد همين پدر از قسمت مردانه به قسمت زنانه آمد و
ناگهان يکي از خانمها با تشويق گفت :
- به به چه کار زيبائي کردي آفرين به تو مرد با احساس
مرد بيچاره مدتي با بهت به همه نگاه کرد و وقتي فهميد ماجرا
چيست نه گذاشت و نه برداشت و گفت :
- برو بابا چه مرد حساس و اين شر و ورها اين خانم مرا مجبور
کرد به معني دقيق مجبور کرد که به اطاق عمل بروم و آنجا
هنگامي که سر کودک همراه خون و آب و مواد ديگر از پائين تنه
خانم زد بيرون من نه ها گفتم و نه آ ...غش کردم و بروي کف
اطاق عمل افتادم که دکترها به دادم رسيده مرا روي تختي
گذاشته تا بهوش آيم و هنوز که هنوز است از ياد آوري اون صحنه
از هرچه بچه و تولد است متنفر ميشوم !!!!!!!! نانا

No comments: