براي تو
دير آمده اي مرو شتابان
اي رفتن تو چو رفتن جان
من بي تو نيم وليک خواهم
آن با توئي که هست پنهان
اي ساقي و دستگير مستان
دل را ز وفاي مست مستان
اي ساقي تشنگان مخمور
بس تشنه شدند مي پرستان
سر رشته نيستي به ما ده
در حسرت نيستند هستان
منکر ز براي چشم زخمت
همچو سر خر ميان بستان .
مولانا
No comments:
Post a Comment