Thursday, August 18, 2005

مولانا

دلا خود را چو در آيينه چو کژ بيني هر آئينه
تو کژ باشي نه آيينه تو خود را راست کن اول

يکي مي رفت در چاهي چو در چه ديد او ماهي
مه از گردون ندا کردش من اين سويم تو لا تعجل

خدايا دست مست خود بگير ار ني درين مقصد
ز مستي آن کند با خود که در مستي کند منبل

گرم زير و زبر کردي بخود نزديکتر کردي
که صحت آيد از دردي چو افشرده شود دنبل

توي اي شمس تبريزي نه زين مشرق نه زين مغرب
نه آن شمسي که هر باري کسوف آيد شود مختل

No comments: